سفارش تبلیغ
صبا

اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی

حلقه های درختی و اقلیم شناسی

 

در ایران طول داده های هواشناسی ثبت شده در ایستگاه های هواشناسی بطور عمده از نیمه دوم قرن بیستم فرا تر نرفته است. بنابراین برای مطالعه اقلیم گذشته با تکیه بر این داده ها ما فقط قادر به ارزیابی اقلیم ایران طی این چند دهه محدود هستیم.برای این که بتوانیم اطلاعات اقلیمی خود را به دوره های قبل از تاسیس ایستگاه های هواشناسی گسترش دهیم به ناچار باید سراغ شواهدی رفت که توانسته اند اثرات اقلیم گذشته را در خود ذخیره کنند.یکی از این شواهد ارزشمند اقلیم گذشته حلقه های درختی هستند. در بین عوامل محیطی، اثر اقلیم بخوبی با تاثیر بر میزان بافت چوبی سالیانه تولید شده هر درخت قابل ردیابی می باشد‌.هر درخت سالیانه یک حلقه رویشی به مجموع حلقه های سالیانه خود اضافه می کند که با شمارش این حلقه ها نه تنها می توان سن درخت را تشخیص داد بلکه با اندازه گیری پارامترهای هر حلقه رویشی شرایط محیطی تاثیر گذار بر تشکیل آن حلقه سالیانه را می توان بازسازی کرد.به علمی که امکان اندازه گیری حلقه های رویشی سالیانه و ساخت سری زمانی از آن ها را فراهم می کند دندروکرونولوژی یا گاه شناسی درختی و به علمی که امکان استخراج اطلاعات اقلیمی را از روی سری های زمانی و گاه شناسی درختی فراهم می کند دندروکلیماتولوژی یا اقلیم شناسی درختی گفته می شود.ارزش و اهمیت این روش از مطالعه اقلیم گذشته به این دلیل هست که این روش امکان بازسازی اطلاعات اقلیمی گذشته را بصورت ریز مقیاس فراهم می کند به گونه ای که اطلاعات اقلیمی ذخیره شده در بافت چوبی درختان در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالیانه قابل بازسازی است.در دنیا طی دو سده اخیر بانک اطلاعاتی ارزشمندی از سیگنال های اقلیمی استخراج شده از حلقه های درختی تشکیل شده است. با بازسازی متغیر های اقلیمی توسط پارامترهای مختلف حلقه های رویشی سالیانه درختان، درک بهتری از وضعیت اقلیم گذشته مناطق وسیعی از زمین طی سده ها و هزاره های اخیر بدست آمده است.

منبع :  محسن ارسلانی دکتری دیرینه اقلیم شناسی


 

ایران دو برابر جهان گرم می‌شود؛ وضعیت‌مبهم تغییر اقلیم برای ایران



      افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای پیامدهای مرگبار برای ایران دارد و وضعیت جزیره‌های جنوب ایران در ابهام است. بخشی از سخنرانی جیمز هانسن پدر تغییراقلیم جهان درباره وضعیتی است که اکنون کره زمین با آن روبرو شده است «اگر چیزی که من می‌دانم را شما می‌دانستید، چه کار می‌کردید، آیا آن را اعلام می‌کردید یا نه؟ فرض کنید یک شهاب سنگ بسیار بزرگ در راه برخورد با کره زمین است، این دقیقا مشابه همان چیزی است که الان با آن روبرو شده‌ایم حالا ما هیچ کاری برای انحراف این شهاب سنگ انجام نمی‌دهیم، با این وجود که هر چقدر بیشتر صبر کنیم باید هزینه بیشتری بپردازیم.»

این پدیده‌ را که انسان‌ها با افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای به وجود آورده‌اند وضعیت اقلیمی و زیست‌محیطی کشورهای مختلف را در آینده مبهم کرده است، ایران از کشورهایی است که در صورت برخورد شهاب سنگ تغییراقلیم آسیب شدیدی می‌بیند. شاید سرنوشت سرزمین مان تا پایان قرن این چنین باشد؛ دمای اهواز به 57 درجه رسیده است، ارتفاع آب‌ها در جنوب کشور به قدری بالا رفته‌اند که مردم هر روز از زیر آب رفتن جزیره‌ خود وحشت دارند، دیگر مثل گذشته آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس اتفاق نادری نیست، سیل‌ها در شمال به شدت افزایش پیدا کرده است، میزان منابع آب ایران از شرایط بحرانی هم بدتر شده است و ...

برای رسیدن به چنین سرنوشتی کافی است یکی از 4 سناریو اصلی محققان درباره آینده کره‌زمین با تغییراقلیم به واقعیت تبدیل شود و برنامه های کشور ما برای چنین اتفاقاتی سازگار نشده باشد.  چه بر سر سیاره مان آورده‌ایم؟ یکی از دلایل وجود حیات روی کره زمین، وجود میزان مناسبی از گازهای گلخانه‌ای در جو آن است، چون وجود میزان مناسبی از این گازها دمای کره زمین را اندازه مشخصی نگه داشته است ولی در همه سیارات شرایط به این شکل نیست.  برای مثال وجود میزان زیادی از گازهای گلخانه‌ای در سیاره زهره دمای آن را 455 درجه سلسیوس رسانده و حیات را روی این سیاره غیرممکن کرده است. اکنون شرایط کره زمین هم برای ادامه زندگی بشر روز به روز سخت‌تر می‌شود، از بعد از انقلاب صنعتی انسان‌ها با استفاده بیشتر از خودروها، وسایل الکترونیکی و... انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را افزایش دادند. اکنون دمای سیاره ما حدود 1.2 درجه نسبت به انقلاب صنعتی (1850-1900) افزایش پیدا کرده است. این افزایش 1 درجه‌ای آسیب‌های زیادی هم به زمین وارد کرده است؛ افزایش خشکسالی‌ها، سیل‌ها، گرد و غبار و ...این شرایط در کشور خشکی مثل ایران بدتر هم هست، از سال 1980 تاکنون دمای کشورمان حدود 1.5 درجه سلسیوس افزایش پیدا کرده است.

وضعیت دمای کره زمین در آینده چگونه می‌شود؟

      این روند افزایش دمای کره زمین، همچنان ادامه دارد و به نظر می‌رسد شدیدتر هم می‌شود. 4 سناریو مختلف برای دمای کره زمین در آینده وجود دارد که متناسب با سناریوهای انتشار گازهای گلخانه‌ای است، در واقع کشورهای مختلفی در توافقنامه پاریس متعهد شدند که میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهند، بر این اساس چند سناریو مختلف برای میزان انتشار گازها وجود دارند که به این شکل است:علیرضا مساح بوانی، دانشیار دانشگاه تهران و مسئول بخش آسیب‌پذیری و انطباق تغییراقلیم در گزارش سوم ایران به سازمان ملل در رابطه با این سناریوها می‌گوید: بر اساس سناریو خوشبینانه میزان گازهای گلخانه‌ای به حدود 450 قسمت در میلیون می‌رسد، بر اساس سناریو متوسط میزان گازهای گلخانه‌ای به حدود 600 می‌رسد. بر اساس سناریو بدبنانه هم که بر اساس آن کشورها میزان انتشار خود را اصلا کاهش ندهند، میزان گاز دی اکسید کربن در جو تا سال 2100 به 1250 قسمت در میلیون می‌رسد.در واقع بر اساس همه این سناریوها میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای افزایش پیدا می‌کند و در نتیجه دمای کره زمین هم بر اساس هر سناریو میزان خاصی افزایش پیدا می‌کند.

افزایش دما در ایران؛ دو برابر کره زمین! 

      در رابطه با ایران اما به نظر می‌رسد شرایط بدتر است و در سناریو متوسط دمای ایران 4 تا 5 درجه افزایش پیدا می‌کند یعنی بیشتر از افزایش دمایی که طبق سناریو بدبینانه برای زمین رخ می‌دهد.در تحقیقات مربوط به دمای کره زمین در سال‌های بعدی، آینده به 3 دوره 20 ساله تبدیل شده است، 20 سال ابتدایی سال 2016 تا 2035 ، 20 سال میانی سال‌های 2046 تا تا 2065 و 20 سال پایانی یعنی از سال 2081 تا 2100، علیرضا مساح در رابطه دمای ایران در آینده عنوان می‌کند: بر اساس سناریو متوسط در میانگین دما 20 سال ابتدایی دمای ایران حدود 1 تا 1.5 درجه نسبت به میانگین دمای سال 1986 تا سال 2005 افزایش پیدا می‌کند، برای دوره‌ی میانی این میزان 3 تا 4 درجه است، برای 20 سال در دوره انتهایی قرن هم دمای کشور ما بین 4 تا 5 درجه سلسیوس افزایش پیدا می‌کند که تبعات بسیار زیادی دارد، مثلا شما فرض کنید دمای اهواز که در تابستان به 52 درجه رسید به 56 یا 57 درجه برسد که اثرات منفی بسیار نامطلوبی دارد.

تغییر اقلیم با ایران چه کار می‌کند؟

     اولین پیامد؛ افزایش تعداد و زمان خشکسالی‌ها وقتی در رابطه با پیامدهای این افزایش دما در ایران از مساح پرسیده شد، چنین پاسخ داد: پیامد اصلی تغییراقلیم همان افزایش دما است، این افزایش دما باعث افزایش میزان تبخیر و تعرق در ایران می‌شود که این هم منجر به کاهش میزان روان آب‌های ایران می‌شود. به گونه‌ای که حتی اگر 5 تا 10 درصد افزایش بارش هم داشته باشیم باز میزان روان آب‌های سطحی و زیرزمینی ما کاهش پیدا می‌کند.البته اطلاعات دقیقی از میزان کاهش منابع آب زیرزمینی وجود ندارد، چون با توجه به گستردگی مساحت و تنوع اقلیمی شرایط آب و هوایی و وضعیت منابع آب در سراسر ایران متنوع است، در هر منطقه از ایران باید با توجه به شرایط اقلیمی و هیدرولوژیکی آن وضعیت منابع آب بررسی شود.

از سویی مصرف منابع آب در ایران چندین برابر میانگین جهانی است و این در کنار تغییراقلیم می‌تواند شرایط را برای کشور ما بدتر کند، در طول چند سال اخیر میزان منابع آبی ایران از 130 میلیارد متر مکعب به 88 میلیارد متر مکعب رسیده است. عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط‌زیست در این رابطه می‌گوید: طبق استاندارد بین‌المللی هیچ کشوری حق ندارد بیش از 40 درصد منابع آب تجدید ناپذیر خود را مصرف کند،در حالی که ایران بیش از 60 درصد این منابع خود را مصرف می‌کند و اکنون در حال ورشکستگی آبی در کشور قرار داریم و برای نسل‌های آینده چیزی باقی نگذاشتند. بر اساس مطالعات قبلی ما، تا سال 2030 سرانه منابع آب در ایران کمتر از استاندارد شرایط بحرانی 1500 مترمکعب بر سال برای هر نفر می‌شود و در آینده خشکسالی‌های ایران بیشتر و طولانی‌تر می‌شود. بر اساس مطالعاتی که در بخش غرب و جنوب غربی ایران انجام شده است با ادامه روند گرمایش جهانی روان آب های ایران 20 درصد کاهش پیدا می‌کنند. اما شرایط میزان بارندگی با منابع آب‌های زیرزمینی فرق می‌کند، بر اساس تحقیقی که 2 سال پیش در رابطه با میزان تغییرات بارندگی از گذشته تاکنون انجام شده است، افزایش دما تاثیر کلی روی میزان تغییرات بارندگی در ایران نداشته است. حتی میزان بارندگی در برخی از مناطق ایران هم افزایش پیدا کرده است، با این وجود در اکثر مناطق میزان بارندگی هم در ایران کاهش پیدا کرده است، بر اساس تحقیق تیم محققانی که کریم عباسپور هم عضوی از آنها است، در مناطق غربی ایران بارندگی به مقدار زیادی نسبت میانگینش کاهش پیدا کرده است  اکثر بخش‌های کشور بخصوص قسمتهای غربی دارای کاهش بارندگی در دوره آمار مورد بررسی بوده‌اند. به طور کلی با در نظر گرفتن تاثیر افزایش دما، بارش‌های نامنظم، تغییر الگوی بارش، کاهش بارش و افزایش جمعیت، منابع آب سطحی و زیرزمینی در ایران در شرایط بسیار بحرانی قرار می‌گیرند.

پیامد بعدی؛ افزایش سیل‌های مرگبار در مناطق مختلف ایران در برخی از مناطق کشور مثل گیلان میزان بارش‌های سنگین ما در 40 سال اخیر افزایش پیدا کرده است، اینکه تغییراقلیم در چقدر در سیل‌های این مناطق سهیم بوده مشخص نیست اما تحقیقات نشان می‌دهد در سال‌های بعدی سیل‌های مرگباری که عامل ایجاد آن تغییراقلیم است در برخی مناطق افزایش پیدا می‌کند.در آینده احتمال آمدن سیل هم در بخش‌های از ایران به طور قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند. ما احتمال وقوع تعدادی از سیل‌های گذشته را در آینده بررسی کردیم. برای مثال، ما در شکل زیر سیل آبان ماه 1394 (6/8/1394) در استانهای ایلام و لرستان را که منجر به کشته شدن 9 نفر شده بود را بررسی کردیم. نتایج نشان می‌دهد که این سیل در آینده هم در این استان‌ها با احتمال وقوع بالاتری تکرار می شود. برای سیل‌های دیگر گذشته دیگر همین سرنوشت پیش‌بینی شده است.

افزایش ارتفاع خلیج‌فارس و دریای عمان؛ چه بر سر جزایر کشورمان می‌آید؟ با افزایش دمای کره زمین، سطح آب دریاها بدلیل انبساط گرمایی آب و آب شدن یخ‌های قطبی بالا آمده که منجر به زیر آب رفتن جزایر زیادی در کره زمین می‌شود؛ از سال 1870 تا الان میزان افزایش میانگین ارتفاع آب دریا‌های کره زمین حدود 25 سانتی متر بوده، بر اساس سناریوهای مختلف تا انتهای قرن ارتفاع آب دریاها بین 50 تا 100 سانتی‌متر افزایش پیدا می‌کند. این افزایش ارتفاع جزایر زیادی را تهدید می‌کند و خطر زیر آب رفتن کشور مالدیو، جزایر مالدیو، بنگلادش و ... وجود دارد. جتی بسیاری از افراد به دلیل چنین اتفاقاتی از محل زندگی خود مهاجرت کرده اند.  ارتفاع آب خلیج فارس و دریای عمان تا سال 2050 حدود 30 سانتی‌متر و تا سال 2100 حدود 80 سانتیمتر افزایش پیدا می‌کند و این برخی از جزایر جنوب ایران را تهدید می‌کند. دیگر پیامد گرمایش زمین؛ آتش بر اساس تحقیقی که در پروژه بین المللی زاگرس انجام شد با گرم شدن دما، آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس هم افزایش پیدا می‌کند.

آتش‌سوزی‌ها در منطقه افزایش پیدا می‌کند، الان علت بیش از 80 درصد آتش‌سوزی‌ها در جنگل‌های زاگرس علل انسانی دارد و حدود 20 درصد طبیعی است، ولی تغییراقلیم باعث افزایش این 20 درصد خواهد شدند. افزایش آتش‌سوزی جنگل‌ها ‌می‌تواند بر آلودگی هوا، آلودگی آب و تغییراکوسیستم تاثیر بگذارد.

دنیا برای مقابله با تغییراقلیم چه کاری انجام داده است؟ اما شاید هم سناریوهای بدبینانه تغییراقلیم به واقعیت تبدیل نشود و جهان این‌چنین پیامدهایی را تجربه نکند اما برای این مسئله قطعا باید انتشار گازهای گلخانه‌ای به اندازه کافی کاهش پیدا کند. برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای سال پیش سران بیش از 150 کشور در پاریس متعهد شدند که انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را به اندازه مشخصی کاهش دهند. در آن زمان بسیاری این توافق را تاریخی دانستند، اما به گفته جیمز هانسن این توافقنامه یک فریبکاری بود، چرا که هیچ مکانیزم اجباری در آن وجود ندارد؛ همین اتفاق باعث شد با انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، این کشوربه عنوان یکی از اصلی ترین انتشار کنندگان گازهای گلخانه‌ای از این توافقنامه خارج شد و جهان را از رسیدن به هدفش دور کرد.

«ما» برای مقابله با تغییراقلیم چه اقدامی می‌توانیم انجام دهیم؟ لئوداردو دی‌کاپریو برنده جایزه اسکار و سفیر سازمان ملل درباره موضوع تغییراقایم در مستند قبل از سیل می‌گوید: شکی نیست که همه‌ی ما از تغییراقلیم سود برده‌ایم، من که می‌دانم خودم از این سوخت‌ها بیشتر از بقیه سود برده‌ام و بعضی وقت‌ها از خودم می‌پرسم، چه کاری درست است؟پاسخ‌های زیادی برای این سوال وجود دارد، بسیاری انرژی‌های تجدیدپذیر را راه حل می‌دانند، بسیاری قراردادن مالیات برای گازهای گلخانه‌ای را و... اما آلیا حق قائم مقام یک شرکت مستقل مربوط به انرژی‌های پاک در ایالت متحده این رابطه می‌گوید: تغییر فقط زمانی صورت می‌گیرد که افراد شروع به کار کنند؛ اگر تغییر با مردم شروع نشود هیچ راه دیگری وجود ندارد. برای کاهش انتشار گازخای گلخانه‌ای اقدامات زیادی می‌توان انجام داد که یکی از آنها تغییر رژیم غذایی است، گیدون اشل دانشمندی که اثرات کشاورزی را در اقلیم بررسی می‌کند در این باره می‌گوید: گاو یکی از اصلی ترین عوامل جنگل زدایی در مناطق استوایی است، این حیوان منابع زیادی را هم از منابع روی زمین مصرف می‌کند.

برای مثال 47 درصد زمین کشوری مثل آمریکا برای تولید محولات غذایی استفاده می‌شود و 70 درصد این بخش برای گاوها‌ است از سوی دیگر گاوها گاز متان تولید می‌کنند، گازی گلخانه‌ای که بسیار قوی‌تر از دی اکسید کربن است؛ 23 برابر! تغییر رژیم غذایی از گوشت به مرغ کار آسانی است، مرغ 10 درصد گاوها گاز گلخانه‌ای منتشر می‌کند، شاید آدم های زیادی باشند که حاضر نباشند به جای گوشت، سویا بخورند ولی اگر گوشت را به مرغ تغییر دهید 80 درصد چیزی که تولید می‌کردید را از بین برده‌اید. از سویی دیگر در بسیاری از کشورها تردد زیاد خودروها عامل اصلی انتشار گازهای کلخانه‌ای است و تردد کمتر با خودروها می‌تواند انتشار را تا حدی کاهش دهد، این اقدام منجر به کاهش آلودگی‌هوا هم می‌شود، استفاده از خودروهایی که سوخت کمتری مصرف می‌کنند و برقی یا هیبریدی هستند هم می‌تواند به حل این مسئله کمک کند.

 


 

کنفرانس تغییرات اقلیمی لهستان برای اجرایی کردن توافق پاریس به توافق رسید

 

نمایندگان دولت‌های جهان روز شنبه در کنفرانس آب و هوایی کاتوویس در لهستان (COP 24) سرانجام برای اجرایی کردن توافق کنفرانس تغییرات اقلیمی پاریس به توافق رسیدند. با این وجود، کنفرانس کاتوویس هیچ تعهد جدیدی برای مقابله با گرمایش کره زمین بر دولت‌های عضو تحمیل نکرد. گزارش‌های علمی که اخیرا منتشر شده است نشان می‌دهد نسل امروز بشر باید برای حفظ کره زمین تولید گازهای گلخانه‌ای را برای مقابله با افزایش دو درجه‌ای دمای این سیاره کاهش دهد.با این حال، دولت‌های جهان در سال 2015 تنها برای کاهش یک و نیم درجه‌ای کره زمین به توافق رسیدند. برای این منظور کل کشورهای جهان باید میزان گاز دی‌اکسید کربن را تا سال 2030، پنجاه درصد کاهش دهند.

خروج ایالات متحده آمریکا، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه‌ای از توافق پاریس، کار را برای دست‌یابی به اهداف این توافقنامه به شدت پیچیده کرد. با وجود ابراز رضایت نمایندگان کشورهای اروپایی از نتیجه مذاکرات کاتوویس، سازمان‌های بین‌المللی نسبت به برون داد این نشست جهانی ناخرسند هستند؛ مانوئل پولگار-ویدال، از رهبران بنیاد بین‌المللی طبیعت (WWF) گفت: «آنچه در لهستان دیدیم، فقدان بنیادی فهم از بحران کنونی است.» توافق کنفرانس کاتوویس در چارچوب یک کتاب کار چندصد صفحه‌ای به نمایندگان کشورهای حاضر در این نشست تحویل داده شد. طرف‌های توافق پاریس باید با استفاده از دستورالعمل‌های این کتاب، تعهدات خود را اجرایی کنند.

 


توافقنامه اقلیمی پاریس قراردادی در چارچوب پیمان‌نامه سازمان ملل در زمینه تغییرات اقلیمی (UNFCCC) است که قرار است از سال 2020 به حل مسائل مرتبط با تعدیل،‌تامین بودجه و سازگاری با بحران انتشار گازهای گلخانه‌ای بپردازد.

این توافقنامه پس از مذاکراتی که میان نمایندگان 195 کشور جهاندر بیست و یکمین کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحددر پاریس انجام گرفت، تصویب شد و در 21 دسامبر سال 2015 به تایید عمومی رسید. این پیمان در روز زمین، برابر با 22 آوریل سال 2016 در مراسمی در نیویورک به امضا رسید.

تا ماه نوامبر سال 2016، 193 عضو پیمان‌نامه اقلیمی سازمان ملل متحد (UNFCCC) این توافقنامه را به امضا رساندند که از این میان 100 عضو آن را تصویب کردند. پس از تصویب این قرارداد توسط اتحادیه اروپا در اکتبر سال 2016،‌ تعداد کشورهای تصویب‌کننده آن از نظر میزان تولید گازهای گلخانه‌ای به حد نصاب لازم برای اجرایی شدن پیمان رسید. این توافقنامه از چهارم نوامبر سال 2016 به اجرا درآمده است و براساس آن زمانی که 55 کشور جهان که عامل تولید حداقل 55 درصد از گازهای گلخانه‌ای جهان هستند،‌ این توافقنامه را تصویب، پذیرش یا امضا کنند، پیمان وارد فاز اجرایی خواهد شد.

هدف این پیمان: ارتقا اجرای چارچوب سازمان مللدر زمینه تغییرات اقلیمی از طریق حفظ افزایش میانگین دمای جهانی پایین‌تر از دو درجه سانتیگراد بالای میانگین دوران پیش صنعتی و تلاش برای جلوگیری از افزایش 1.5 درجه‌ای دما نسبت به دوران پیش‌صنعتی به منظور کاهش خطرات و عوارض ناشی از تغییرات اقلیمی، افزایش توانایی سازگاری با عوارض شدید تغییرات اقلیمی و ایجاد مقاومت اقلیمی، شرایطی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به شیوه‌ای که روند تولید غذا دچار نقصان نشود، و منطبق‌سازی جریان اقتصادی با سازوکاری در مسیر کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و توسعه مقاومت اقلیمی.

این توافقنامه به عنوان انگیزه‌ و نیروی محرک برای حذف سرمایه‌گذاری در حوزه سوخت‌های فسیلی و اولین پیمان جامع اقلیمی در جهان به شمار می‌رود.

هر کشوری که توافقنامه را به رسمیت شناخته است،‌ درجه‌ای از مشارکت ملی را برای خود تعیین می‌کند که در بند سوم پیمان به آن اشاره شده‌است. این بند از کشورها خواسته تا بلندپرواز باشند، در طول زمان روند پیشرفت خود را ارائه دهند و دیدگاه خود را دستیابی به هدف پیمان قرار دهند. میزان مشارکت باید هر پنج سال یکبار به دبیران UNFCCC گزارش شود تا به ثبت برسند.

میزان مشارکت هر کشور توسط همان کشور تعیین می‌شود با این همه این مشارکت مانند یک قانونبین‌المللی الزام‌آور نیست زیرا از ویژگی‌های لازم برای ایجاد عوامل الزام‌آور برخوردار نیست. علاوه بر این هیچ مکانیزمی برای وادار کردن یک کشور برای تعیین اهداف در مشارکت ملی آنها در زمانی تعیین شده وجود ندارد و هیچ اجباری نیز برای اجرای اهداف تعیین شده درنظر گرفته نشده‌است. تنها یک برنامه تشویقی،‌تنبیهی در این پیمان گنجانده شده‌است،‌از این رو به دلیل اینکه هیچ عواقبی برای عدم پایبندی به تعهدات برای کشورها درنظر گرفته نشده‌است،‌ درصورتی که کشورهایی با عدم پایبندی از پیمان خارج شوند، ممکن است دیگر کشورها نیز به ادامه پایبندی دلسرد شده و به تدریج پیمان پاریس دچار فروپاشی شود.


مطابق این آمار بترتیب  استان های سیستان و بلوچستان  - اردبیل و  یزد در بدترین شرایط بارشی و استان های ایلام - خوزستان - کهکلویه و بویراحمد - لرستان و مرکزی در بهترین شرایط بارشی قرار دارند و در کل یازده استان مطابق جدول بترتیب از همدان تا ایلام بالاتر از میانگیت کشوری و بیست استان مابقی بترتیب از سیستان و بلوچستان تا تهران پایین تر از میانگین کشوری بارش در سه ماهه پاییز 97 را دریافت کرده ان



به افراد عصبی که در خیابان به شما تنه می زنند، راه بدهید تا عبور کنند
 
به رانندگان عصبانی و بی منطق که می خواهند از هر گوشه ای زودتر به مقصد برسند، راه بدهید

به کسی که در خیابان به شما بی‌احترامی می کند، بی اهمیت باشید

در برابر کسی که بی محابا به شما ناسزا می گوید، سکوت کنید و محیط را ترک کنید

در برابر کسی که کارهای وقیحانه خود را به شما نسبت می‌دهد، کوتاه بیایید

در برابر  کسی که مدام دروغ می گوید لبخند بزنید و بگذرید، در پی انتقام نباشید

چون آنها به راحتی هر کاری که بخواهند را می کنند!

به سادگی شما را وارد بازی های کثیف خود می کنند


 با بی حیایی و فریاد و دریدگی شما را تا سطح خودشان پایین می کشند

یادتان باشد آنها همیشه حق به جانب هستند و آدم سالم و باشرف از پس آنها برنمی آید
 
ضرب المثلِ "باید با هر کسی مثل خودش بود" را برای رسیدن به آرامش فراموش کنید و از چنین افرادی فقط دور باشید و یقه تان را دست هر دیوانه ای ندهید چون به قول معروف مردم از دور دیوانه اصلی را تشخیص نمی دهند!

??مهراب حیدری


 

 

 مقدمه:

     بشر توانسته است با تکیه بر دانش و هوش خود با کندن زمین و دسترسی به لایه های زیرین، به بسترهای آب شیرین دسترسی پیدا کند. امروزه بسیاری از انسان ها و مردم جهان با تکیه بر این منابع؛ زندگی می‌کنند. این منبع آب شیرین که اصلی ترین عامل شکل گیری آن ؛ جاذبه زمین و خاصیت نفوذ آب به لایه های زیرین خاک است که در نتیجه بخشی از آب های سطحی و بارندگی ها وارد لایه های زیرین خاک شده و تا جائی نفوذ می کنند که دیگر امکان نفوذ وجود نداشته و در آن محل متوقف می شود .



 

تعریف قنات :  

    قنات عبارت است از مجموعه ای از چند میله چاه و یک کوره (یا کوره های زیرزمینی که با شیبی کمتر از شیب سطح زمین، آب موجود در لایه (یا لایه های آبدار) مناطق مرتفع زمین را به کمک نیروی ثقل و بدون کاربرد هیچ نوع انرژی اضافی، با جریان طبیعی جمع آوری می کند و به نقاط پست تر می رساند. در یک نگاه شاید قنات را تکنیکی بسیار ساده برای استحصال آبهای زیرزمینی بدانیم. ظاهرا قنات چیزی جز تونلی افقی با تعدادی چاه های عمودی نیست، تونلی که انتهای آن در سفره آب زیرزمینی فرو رفته و آب را به سمت سطح زمین زهکش می کند. اما این تونل در لایه های گوناگون زمین حفر می شود و با شرایط متنوعی رو به روست که مهارت و دانش گسترده ای را طلب می کند. قنات را شاید بتوان یکی از پیچیده ترین فنون بومی دانست که اجرای آن مستلزم آگاهی از رفتار طبیعی آبهای زیرزمینی، تشکیلات زمین شناسی و است. آنچه یونسکو را مجاب کرد تا قنات ایرانی را در فهرست میراث جهانی قرار دهد، مجموعه پیچیده ای از ارزش های ملموس و ناملموس این فناوری کهن بود که به خوبی تشریح و توجیه شد    .

ارزش های ملموس قنات یا همان جاذبه های ساختاری و فیزیکی قنات، نخستین عناصری هستند که در مورد قنات مطرح می شوند و توجه گردشگران را جلب می کنند. همین جاذبه ها به عنوان میراث ملموس قنات شناخته می شوند. قنات ها در ساختار و سازوکار کلی با یکدیگر همانند به نظر می رسند ولی در جزییات فنی یا مدیریتی تفاوت های مهمی دارند. این تفاوت ها به شرایط جغرافیایی مناطق مختلف مربوط می شود. شکل هندسی چاه ها و راهروها، عمق و طول قنات، نوع سازه های جنبی قنات و همگی تابعی از شرایط زمین شناختی و خاک منطقه هستند و حتی ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و تولیدی نیز بر شکل قنات ها تأثیر می گذارند. بنابراین در برخی از مناطق، قنات های بسیار طولانی یا بسیار عمیق یافت می شود و در برخی مناطق قنات هایی با چاه های مستطیلی، قنات هایی با بند زیر زمینی یا قنات های دو طبقه دیده می شود. در پرونده پیشنهاد شده به یونسکو تلاش شده بود از دیدگاه ارزش های ملموس، تنوع گسترده ای از قنات ایرانی ارایه شود. به عنوان مثال قنات قصبه گناباد     به دلیل عمق زیاد و قنات زارچ به خاطر طولی که به حدود 80 کیلومتر می رسید، انتخاب شده بود. قنات های دیگر به دلیل داشتن راهروی دوطبقه، بند زیرزمینی، آبدهی گسلی و انتخاب شده بودند. تنوع در ارزش های ملموس، بازتاب تنوع در شرایط جغرافیایی و اقلیمی سرزمین ایران بود که خود به عنوان یکی از مهم ترین جنبه های تمایز قنات ایرانی قلمداد می شود .

 

در پرونده پیشنهادی به یونسکو بر این موضوع نیز تاکید شده بود که قنات تنها یک تکنولوژی نیست، بلکه بستر زاینده فرهنگی است که در طول تاریخ در فلات مرکزی ایران نقش مهمی ایفا کرده است. جاذبه های غیر فیزیکی و میراث ناملموس، جلوه های گوناگون همین فرهنگ هستند. ویژگی های ساختاری قنات که با سایر منابع آب تفاوت ماهوی دارد، به پیدایش نوع خاصی از نظام های تولید منتج شده است. قنات، ساختاری آسیب پذیر دارد و همواره نیازمند نگهداری و رسیدگی است و از طرف دیگر آب حاصل از قنات محدود است. این دو ویژگی اصلی به یکجانشینی، مشارکت، تعاون و نظام های پیچیده تقسیم آب منتهی شده است. از این نقطه به بعد پا در عرصه جامعه و فرهنگ می گذاریم، زیرا همه این ویژگی های فنی و نتایج اقتصادی آن به پیدایش ساختارهای اجتماعی و خصلت های فرهنگی متمایز ختم می شود که مجموعه همه آنها را می توان تمدن قنانی نامید

.

 

یکی از ارزش های ناملموس قنات که در این پرونده مورد توجه قرار گرفته بود، مهندسی بومی قنات بود. قنات معمولا ساختار گسترده ای دارد و گاهی طول آن به ده ها کیلومتر می رسد. در این مسیر طولانی از سازندهای گوناگون زمین شناسی عبور می کند و با شرایط و موانع متفاوت روبه رو می شود. بنابراین استادکاران قناتدر رویارویی با همه این مولع و شرایط به گنجینه ارزشمندی از دانش بومی دست یافته اند که نتیجه تجربه و آزمون نسل های پی در پی است. این دانش بومی با کمترین خطا آب را از ده ها کیلومتر دورتر به زمین های تشنه می رسانده است. در بسیاری از قنات هایی که صدها سال پیش حفر شده اند، هیچ نوع خطای فنی دیده نمی شود. این واقعیتی است که مقنی ها خود به آن اذعان دارند و گاهی حفاری هایی قدیمی را به شخصیت های اسطوره ای یا غیر زمینی مثل طاهر آبشناس نسبت می دهند. مسلما همه قناتها را انسان های عادی حفر کرده اند و این دقت فنی را تنها می توان به معجزه هوش گذشتگان در شناخت طبیعت و سازگاری با آن نسبت داد. همین گنجینه فنی و علمی که در پس قنات پنهان شده را می توان در زمره عجایب تمدنی بشر قلمداد کرد.

همچنین نظام مدیریت سنتی آب قناتنیز از مهم ترین ارزش های ناملموس قنات است که به بهترین شکل تکامل یافته و پایداری قنات را تضمین می کند. در این نظام مدیریتی، بازدهی استفاده از آب قنات تا حد قابل توجهی افزایش یافته، از طرفی امکان هر گونه اختلاف بر سر آب کاهش می یابد. نظام مدیریت سنتی آب قنات از سه عنصر اصلی تشکیل شده است که عبارتند از مالکیت و امور حقوقی، واحدهای تقسیم آب و سازمان میرابی. این نظام مدیریتی به تولید نوعی سرمایه اجتماعی ختم شده است که در همه جنبه های زندگی اجتماعی و اقتصادی مردمان مناطق قناتی، جریان دارد.

 

 

قنات جای پای خود را در فرهنگ عامه نیز باقی گذاشته، زیرا در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک ایران قنات در مرکز آبادی و زندگانی بوده و حیات بدون این فناوری متصور نبوده است. بنابراین می توان به وضوح جلوه های فرهنگی فناوری قنات را در این مناطق مشاهده کرد. گذشته از واقعیت های تاریخی در مورد ابداع قنات، افسانه ها و اسطوره های زیادی در مورد پیدایش این فناوری وجود دارد که بیانگر ریشه های عمیقی است که قنات در عمق فرهنگ و باورهای جمعی تنیده است. با توجه به همه این ارزش های ملموس و ناملموس می توان گفت قنات، جلوه سازگاری پایدار انسان با محیط زندگی اش است.

در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، در طول صدها و بلکه هزاران سال انسان توانسته است از طریق فناوری قنات امکان ظهور و رشد تمدن های بزرگی را پدید آورد. بنابراین قنات همواره مورد توجه مراکز فرهنگی جهان از جمله یونسکو بوده است. قنات ویژگی های مورد نظر یونسکوبرای ثبت در فهرست آثار جهانی را دارد. قنات، یک فناوری تاریخی است و نتیجه تراکم دانش و تجربه در طول قرن ها تکامل خود است. این فناوری کاملا زیست محیطی است و استحصال آب از طریق قنات هرگز باعث نابودی منابع ارزشمند آب و خاک نمی شود. قنات می تواند به ایجاد و رشد سرمایه اجتماعی کمک کند، زیرا استحصال و تقسیم آب در میان سهامداران از طریق نظام پیچیده مدیریت قنات صورت می گیرد و این نظام حس همکاری و همگرایی اجتماعی را تقویت می کند.

با توجه به این که در مناطق خشک، آب ارزشمندترین نهاده تولید است، نهادهای خیریه و اقدامات نوع دوستانه از طریق قنات صورت می پذیرد که به صورت آبهای وقفی تجلی پیدا می کند. قنات نوعی اکولوژی انسانی پدید می آورد که همه عناصر آن در ارتباطی نظام مند و پایدار به سر می برند. قنات تمدنی را بنیان نهاده که به تمدن قناتی شهرت یافته است، تمدنی سختکوش، قانع، صبور و صلح جو. در نهایت قنات فقط به عنوان ارزش تاریخی و موزه ای مطرح نیست، بلکه حتی امروزه بسیاری از مناطق روستایی و فعالیت های کشاورزی بر مبنای آب حاصل از قنات ادامه وجود می دهند. همه این ویژگی ها، قنات را سزاوار ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو کرده است. به همین دلیل سازمان میراث فرهنگی کشور با همکاری مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی در سال 1393 پرونده ای را جهت ثبت چند قنات شاخص ایران آماده و تسلیم یونسکو کردند. هر چند پیش از ایران، کشور عمان اهمیت این موضوع را دریافته و موفق شده است 5 رشته از قنات های آن کشور را به ثبت فهرست میراث جهانی یونسکو برساند که عبارتند از: قنات الختمین (به طول 2450متر)، المالکی (به طول 14875 متر)، دارس (به طول 7990 متر)، جیلا، المیسر (به طول 5783).

یکی از مهم ترین انگیزه های دولت مان برای ثبت این قنات ها، رونق بخشیدن به گردشگری و استفاده از این فناوری بومی آب برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر بوده است. اتفاقا یکی از اشکالاتی که توسط کمیته فنی یونسکو (ایکوموس) به پرونده قنات ایرانی وارد شد، این بود که قنات قبلا توسط عمان به ثبت رسیده و تفاوتی میان این دو پرونده دیده نمی شود. مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی در پاسخ به این اشکال، اذعان داشت: قنات های عمان در سه گروه قنات های عینی، غیلی و داوودی طبقه بندی می شوند که بیش از 70 درصد از قنات های آن کشور را قنات های عینی و غیلی تشکیل می دهند. قنات های عینی و غیلی در واقع با تعریف قنات در ایران تفاوت دارند زیرا اساسا ارتباطی با آب زیرزمینی نداشته و صرفا کانال هایی هستند که منابع دیگر آب از قبیل آب رودخانه یا چشمه را از نقطه ای به نقطه ای دیگر منتقل می کنند. محتوای علمی و فنی پرونده ثبت قنات ایرانی عموما توسط مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی فراهم شده بود که البته در مراحل ارزیابی و بررسی توسط ایکوموس نیز مورد پشتیبانی و حمایت علمی این مرکز قرار گرفت.

 

 

پیش از این، در اردیبهشت ماه 1393 سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) قنات را در فهرست میراث جهانی کشاورزی ثبت کرده بود و تصور عمومی کمیته فنی یونسکو (ایکوموس) نیز این بود که قنات در واقع یک تکنیک آبیاری و کشاورزی است. به همین دلیل انتظار داشتند تا زمین های کشاورزی مرتبط با قنات های پیشنهادی را نیز به عنوان بدنه و مکانیسم اصلی قنات در نظر گرفته و در حریم درجه یک قرار دهیم. اما در پاسخ های مرکز بین المللی قنات روشن شد که قنات معمولا از آبدهی یکنواخت برخوردار نیست و متناسب با میزان بارندگی سالانه و ذخیره سفره آب زیرزمینی از نوسان آبدهی برخوردار است. یکی از ویژگی های زیست محیطی قنات این است که با ذخیره سفره، فشاری بر منابع آب زیرزمینی وارد نمی شود، بلکه متناسب با ذخیره سفره، آبدهی قنات نیز کاهش می یابد. استراتژی ساکنان منطقه همواره این بوده است که با کاهش آبدهی قنات، از مساحت سطح کشت بکاهند و الگوی کشت را نیز به گونه ای تغییر دهند که محصولات با نیاز آبی کمتر کاشته شوند. به عبارت دیگر، قنات باعث میشده مردم بتوانند خود و نیازهایشان را با طبیعت سازگار کنند، نه این که بر عکس طبیعت را با نیازهایشان سازگار کنند. به این ترتیب، مساحت زمین کشاورزی مرتبط با قنات ثابت نبوده و متناسب با آب موجود تغییر می کرده است. لذا امکان قرار دادن آن در حریم درجه یک وجود ندارد. از طرف دیگر قنات، صرفا تکنیک آبیاری نیست، بلکه یکی از مهم ترین عناصر حیات شهری است که آب مورد نیاز برای شرب و بهداشت شهرهای بیابانی را نیز تأمین می کرده است. قنات آب انبارها را برای تأمین آب آشامیدنی پر می کند، آب مورد نیاز برای بهداشت و شست وشو در اختیار می گذارد، انرژی آسیاب ها را برای تولید آرد تأمین کرده و فضای مطبوعی در پایابها و سردابها ایجاد میکند. این کار کردها از طریق سازه های مرتبط با قنات صورت می پذیرند و شناخت این سازهها به گردشگری قنات پویایی، نشاط و تنوع بیشتری می بخشد.

توضیحاتی از این دست توانست کمیته فنی (ایکوموس) را مجاب کند تا پرونده قنات ایرانی را برای تصمیم گیری نهایی به یونسکو ارجاع نماید. درنهایت این پرونده در اجلاس میراث جهانی یونسکو در شهر استانبول در تاریخ 25تیرماه 1395 به رأی کشورهای عضو یونسکو گذاشته شد.

این پرونده در ردیف معدود پرونده هایی قرار گرفت که با اکثریت قاطع کشورهای عضو یونسکو به ثبت میراث جهانی یونسکو رسید. قنات هایی که به صورت سریالی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدند عبارتند از: قنات قصبه گناباد، قنات بلده فردوس، قنات ابراهیم آباد اراک، قنات مزدآباد، قنات وزوان، قنات ارونه، قنات مون، قنات زارچ یزد، قنات حسن آباد مشیر، قنات جوپار کرمان، قنوات شیخی و قنبر آباد بم و قنات اکبر آباد.

 

منبع :مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی مجید لباف خانیکی

 


 

     

مقدمه:

          نیروهای گرانشی مابین ماه و خورشید و زمین سبب بالا و پایین رفتن منظم آب اقیانوس‌ها در سراسر جهان گردیده که نتیجه آن امواج جزر و مدی می‌باشد. پیش از در دسترس بودن توان الکتریکی تجاری انرژی آبی بیشتر برای آبیاری و بکار انداختن دستگاه‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفت. در گذشته برای خرد کردن گندم و ذرت در آسیاب‌ها از آب جاری برای چرخاندن چرخهای چوبی آسیاب استفاده می‌کردند این نوع آسیاب را آسیاب آبی یا آسیاب غلات می‌گفتند. تولید برق از جریان آب یکی از قدیمی ترین و پاکیزه ترین راه های تولید انرژی برای  کاهش انتشارگازهای آلاینده ناشی از سوخت های کربنی است. که با هزینه پایین تر و آلودگی کمتر از بسیاری دیگر از منابع جایگزین انرژی تولید می کند. انرژی آبی بر منابع گوناگون اتکا دارد، ازجمله سدهای بزرگ . خشکسالی می تواند در تولید انرژی آبی محدودیت ایجاد کند. حتی با این نقطه ضعف، انرژی آبی بسیار انعطاف پذیر باقی می ماند و می تواند با آب های ذخیره شده به سرعت جوابگوی نوسانات تقاضا برای برق باشد.

    آب منبعی بنیادی برای حیات و اقتصاد به شمار می‌آید. با اینکه نزدیک به سه چهارم سطح زمین از آب پوشیده شده است، ولی کمتر از سه درصد آن آب شیرین است و نود و هفت  درصد دیگر را آب غیر قابل شرب دریاها تشکیل می‌دهد و فقط کسر کوچکی از این سه درصد برای استفاده انسان در دسترس قرار دارد. بقیه در یخچال‌ها و یخ‌های قطبی محبوس است. فشار بر منابع محدود آب شیرین، به دلیل افزایش جمعیت، رشد اقتصادی و آلودگی در حال افزایش است. روندهای جاری حاکی از آینده‌ای است که رقابت فزاینده‌ای برای منابع کمیاب‌تر آب وجود خواهد داشت. تلاقی انرژی و آب قدمت دیرینه‎ای دارد. در قرون وسطی از چرخ‌های آبی برای تأمین انرژی مکانیکی به عنوان جایگزین نیروی انسان یا حیوان استفاده می‌شده و تکنولوژی حفاری به کار رفته در نخستین چاه‌های نفت، برگرفته از تکنولوژی حفاری برای استخراج آب بوده است. اکنون رابطه آب و انرژی به دغدغه‌ای جدید تبدیل شده است چرا که نگرانی‌ها درباره فشارهای ناشی از مصارف رقیب آب جدی‌تر شده است.

بخش کشاورزی:  

   مصرف‌کننده اصلی منابع محدود آب است و در سطح جهانی حدود هفتاد درصد برداشت آب را به خود اختصاص داده است. به نسبتی که جمعیت جهان افزایش می‌یابد، ضرورت استفاده بخردانه و کارآمد از منابع حیاتی آب نیز بسیار جدی خواهد شد.

بخش صنعت:  

    که بخش انرژی را نیز شامل می‌شود، دومین استفاده‌کننده اصلی آب است. تولید انرژی لازمه توسعه اقتصادی و ارتقای استانداردهای زندگی است. در سطح جهان، بخش انرژی حدود هشت درصد کل برداشت آب را استفاده می‌کند. در کشورهای توسعه‌یافته تا چهل  درصد آب شیرین برداشت‌شده به بخش انرژی تعلق دارد. انرژی نیز نهاده‌ای کلیدی در چرخه ارزش آب است. جابجایی، تصفیه و استفاده از آب به مقادیر قابل ملاحظه‌ای انرژی نیاز دارد.

در بحث چگونگی استفاده آب در بخش‌های گوناگون اقتصاد، تمایز میان حجم آب برداشتی و حجم مصرف‌شده بسیار مهم است. آب برداشت‌شده به کل حجم برداشت‌شده از منبع آب گفته می‌شود. آب مصرف‌شده به حجم آب برداشتی برای استفاده گفته می‌شود که به منبع آن باز نمی‌گردد. حجم آب برداشتی برای انرژی بسیار بیشتر از مصرف آن است. برای نمونه در ایالات متحده حدود بیست و پنج برابر است که عمدتاً به دلیل استفاده از آب در برخی نیروگاه‌ها برای خنک‌کردن است. حجم آب برداشت‌شده نیز مهم است چون تولید انرژی به موجودی آب متکی است. علاوه بر این، آب برداشت‌شده همیشه به همان حالتی که در ابتدا برداشت‌شده به اکوسیستم باز نمی‌گردد. در برخی کشورها مقررات سختی درباره کیفیت آب برگشتی وجود دارد، ولی همه جا چنین نیست.


 

آب تقریباً در تولید تمامی شکل‌های انرژی، شامل تولید نیروی الکتریکی و تأمین سوخت بخش حمل و نقل استفاده می‌شود. در مقابل نیز انرژی برای تحویل آب، از استخراج آب زیرزمینی و انتقال به محل مصرف گرفته تا تأسیسات پیچیده‌تر آب شیرین‌کن و تصفیه پساب استفاده می‌شود.در بخش‌های نفت و گاز و نیرو در صنعت انرژی، آب همیشه نقش مهمی ایفا کرده است. نیروگاه‌ها اعم از زغالی، هسته‌ای، گاز طبیعی یا نفتی برای خنک‌کردن به آب نیاز دارند. صنعت نفت و گاز برای راندن نفت به چاه‌های تولید و بازکردن شکاف‌ سازندهای سنگی برای خارج‌شدن نفت، آب یا بخار را به زیرزمین پمپاژ می‌کند. تولید نفت از ذخایر بزرگ باقیمانده و امیدبخش سوخت‌های فسیلی، مانند ماسه‌های نفتی و گاز طبیعی نامتعارف به آب‌ فراوانی نیاز دارد.تولید انرژی فقط مصرف‌کننده آب نیست، بلکه در آلودگی آن نیز نقش دارد. در میدان‌های نفتی قدیمی‌تر، آب بیشتری در مقایسه با نفت تولید می‌شود، چون سازندهای پیچیده زمین‌شناختی حاوی نهشته‌های نفت‌، گاز و آب هستند. این آب غالباً به حدی آلوده است که نمی‌تواند بدون تصفیه کافی رها شود. زهاب اسیدی ناشی از معادن زغال سنگ و رواناب کود ناشی از تولید محصول برای سوخت‌های زیستی نیز پتانسیل آسیب‌رساندن به منابع آب را دارند.

تمامی سامانه‌های آبی، از مهار آب تا انتقال، تصفیه، توزیع، استفاده و تصفیه پساب به آب نیاز دارند. شدت انرژی آب تحویلی به مبدأ آب و نحوه استفاده از آن بستگی دارد. برای نمونه، در ایالت کالیفرنیا از طیف وسیعی از منابع آب بهره‌برداری می‌شود. بر این اساس، شدت انرژی آب تأمین‌شده از کمتر از چهل کیلووات ساعت به ازای هر صد متر مکعب منابع محلی و پساب بازیافتی تا بیش از سیصد کیلووات ساعت به ازای هر صد متر مکعب آب شیرین‌شده دریا در تأسیسات اُسمز معکوس متغیر است. بنابراین، انتخاب‌های مختلف درباره منبع آب الزامات انرژی متفاوتی خواهد داشت. مطابق برآورد جدید کمیسیون انرژی کالیفرنیا، تا بیست درصد مصرف انرژی این ایالت به جنبه‌های مختلف تأمین و استفاده آب اختصاص دارد.


جمع‌بندی

       آب به طور فزاینده‌ای از مسئله‌ای عملیاتی به یکی از مسائل مهم استراتژیک تبدیل می‌شود. دسترسی به آب، ریسک رو به رشدی برای صنعت نیروی الکتریکی در برنامه‌ریزی سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های جدید است. به ویژه در مناطقی که شاهد تنش آبی هستند، نزاع بر سر حقوق آب مؤلفه دیگری را به ریسک در نیروگاه‌های پیشنهادی جدید اضافه می‌کند. آب همچنین دغدغه رو به رشدی برای شرکت‌های نفت و گاز است. به نسبتی که صنعت نفت روی بازیابی پیشرفته و بهتر نفت متمرکز می‌شود، شرکت‌های نفت و گاز نیاز دارند منابع آبی را برای استفاده در تولید و حل مشکلات مرتبط با آب تولیدشده پیدا کنند.وقتی موجودی و مصرف آب با فشار برای کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی ترکیب می‌شود، ریسک‌های شرکت‌های انرژی بزرگتر می‌شود. با اینکه سوخت‌های زیستی آب‌بر هستند، به ویژه وقتی با استفاده از کشت‌های آبیاری‌شده تولید شود، ولی استفاده از آب در منابع انرژی تجدیدپذیر دیگر کمتر است. صنعت انرژی که هم‌اکنون برای کاهش انتشارات گاز گلخانه‌ای تحت فشار قرار دارد، با چالش بالقوه ناشی از ضرورت جابجایی به سوخت‌های جایگزین و کاهش نیاز به منابع محدود آب شیرین روبرو می‌شود.واقعیت‌ محدودیت منابع آب صنعت انرژی را وادار خواهد ساخت از آب در استخراج، تبدیل و تحویل انرژی با کارآیی بسیار بیشتری استفاده کند. تلاش برای بهبود کارآیی آب نیز می‌تواند صرفه‌جویی قابل ملاحظه‌ای را در مصرف آب و انرژی نتیجه دهد. تبدیل دغدغه‌های جهانی آب به راه‌حل‌های اثربخش نه فقط به افزایش آگاهی از چالش‌ها بلکه به درک بهتر بخش انرژی از رابطه پیچیده آب و انرژی نیاز دارد. تصمیم‌گیران بایستی این مسائل  را در سیاست آب و مسائل آبی را در سیاست انرژی یکپارچه کنند. عدم نگاه یکپارچه در سیاست‌گذاری آب و انرژی ، تأمین آب و انرژی را به مخاطره خواهد انداخت.

 


 


          عموما با مقوله بحران آب و مشکلات ناشی از کمبود آن آشنا هستیم. یکی از راهکارهایی که امروزه برای برون رفت از این مشکل توسط اکثر دولتمردان در جوامع مختلف مطرح می شود مبحث انتقال آب بین حوضه ای می باشد. طبق تحقیقات آمار جهانی پیش بینی می شود جمعیت جهان تا سال 2050 به 9?2 میلیارد نفر می رسد از طرفی به علت توزیع نابرابری مکانی منابع آب شیرین تقریبا دو سوم از جمعیت جهان دچار تنش آبی خواهد شدکه تغییرات آب و هوا و تغییرات کاربری این روند را تشدید می کند و طبعا موجب می شود تا تامین منابع مناسب آب شیرین و حفاظت از جوامع و زیست بوم ها دچار مشکل شود. بعنوان مثال قاره آسیا با داشتن 60 درصد از جمعیت جهان تنها 35 درصد ار منابع اب شیرین جهان را دارا می باشد این در حالی است که برعکس آن حوضه رودخانه آمازون با جمعیت تنها 0?4 درصد، 13 درصد از دخایر آب را به خود اختصاص داده است.

 

مشخصات سرانه آب بین حوضه ای در کشورهای مختلف

 

     در کشورهای جهان میزان مصرف آب برای اهداف مختلفی مانند اهداف محیط زیستی، تامین آب کشاورزی و تولید انرژی و همچنین اهداف چند منظوره صورت میگیرد. این در حالی است که این اهداف ذکر شده خود تحت تاثیر عوامل زیادی مانند توسعه ی اقتصادی، استانداردهای زندگی، اهمیت در اقتصاد ملی و مسائل فرهنگی و اجتماعی بوده است.

نمودار فراوانی اهداف پروژه های انتقال آب در جهان


     با توجه به قدمت انتقال آب که به صدها سال قبل بر می گردد ولی ضرورت طرح موضوع از چندین دهه قبل تا کنون بیش تر احساس می شود. امروزه افزایش جمعیت موجب شده پروژه های مختلف انتقال آب با هدف جبران کسری آب در مناطق مختلف جهان صورت بگیرد که حوضه دریافت کننده دلیل اولیه و اساسی برای شروع اجرای این امر می باشد. اگر بخواهیم انتقال آب بین حوضه ای را تعریف کنیم به فرایند برداشت منابع آب در طول سال با هدف انتقال فیزیکی آب از نواحی با توان هیدرولوژیکی نسبتا خوب (حوضه مبدا ) به سایر نواحی با کمبود آب (حوضه مقصد) با استفاده از حفر تونل، آبراهه یا لوله  انجام می شود که در واقع پاسخی به مسئله توزیع جمعیت انسانی است که با اهداف تامین نیازهای انسان در برابر افزایش تقاضا، بهبود کیفیت زندگی و تغییر الگوی زیستی اجرا می شوند. به هر ترتیب با پیشرفت اجرایی پروژه های انتقال آب بین حوضه ای در جهان به تدریج پیامدهای آثار آن بروز کرده است. بنابراین لازم است قبل از اقدام به شروع طرح ریزی  پروژه های انتقال آب بین حوضه ای در یک منطقه، کلیه مفاهیم فیزیکی، شیمیایی، هیدرولوژیکی، بیولوژیکی و محیط زیستی برای هر دو حوضه‌ی مبدا و مقصد روشن و قابل درک شوند تا بتوان پیامدهای حاصله از این پروژه ها را در دراز مدت بررسی کرد.

 

ملاحظات پیش بینی شده در پروژه های انتقال آب بین حوضه ای انجام شده در جهان

       بدیهی است پروژه های انتقال آب بین حوضه ای قابلیت دسترسی آب برای مصارف مختلف را تغییر خواهد داد. ملاحظات مرتبط با پروژه های انتقال آب بین حوضه ای را می توان در چهار گروه اجرایی اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی و هیدرولوژیکی طبقه بندی کرد که به اختصار در زیر بیان شده است.

الف) ملاحظات اقتصادی:     هزینه های سنگین ساخت و ساز از قبیل آب شیرین کن، ایستگاه پمپاژ، احداث تونل و لوله گذاری، عدم تجزیه و تحلیل هزینه به سود، هزینه زمین های از دست رفته در مسیر ساخت وساز، هزینه های نگهداری و تعمیرات.

ب) ملاحظات اجتماعی:   اعتراضات، مناقشات و منازعات اجتماعی و قومی در سطح منطقه ای، ملی و بین امللی، کاهش درآمد، بیکاری و افزایش فقر، احساس تبعیض، کاهش حس واگرایی، مهاجرت، افزایش پناه جویان آب و هوایی، کاهش مشارکت سیاسی، تعدد ذینفعان، خسارت ناشی از کاهش تولید محصولات کشاورزی، افزایش فقر، افزایش شهر نشینی، توسعه ی مصرف گرایی، عدم توجه به حقابه های اجتماعی

ج) ملاحظات هیدرولوژیکی:    کاهش آب قابل دسترس، کاهش حجم آب، تغییر رژیم رودخانه، کاهش کیفیت آب، نوسانات متغیرهای کیقی رودخانه، تحمیل بار اضافی به رودخانه های حوضه مقصد، افزایش تولید رسوب در منابع آبی، افزایش فرسایش و رسوبگذاری در آبراهه ها، افزایش تلفات ناشی از تبخیر و تعرق در آبراهه های باز

د) ملاحظات محیط زیستی:     تغییرات کیفیت و حجم آب، تغییرات آب و هوا، مسائل مربوط به پسماندها، تغییر و تهدید تنوع زیست منطقه، ورود گونه های مهاجم به مقصد، زوال زیست بوم طبیعی، حذف یا تخریب جاذبه های گردشگری، کاهش تنوع زیستی زیست بوم های آبی، غلظت زیاد آلودگی، کاهش تحویل رسوب به دشت های سیلابی، آلودگی ناشی از غنی شدن آب، شور شدن آب و خاک، انتقال آلودگی، تغییرنوع الگوی کاربری اراضی، عدم توجه به حقابه های محیط زیست، ارزیابی خدمات زیست بوم


 

دلایل توقف برخی پروژه های انتقال آب بین حوضه ای در جهان

 

پروژه joglei در مصر:

   این پروژه با هدف انتقال 20 میلیون متر مکعب در روز از رودخانه نیل در منطقه Bor به رودخانه Sobat طرح ریزی شده بود و قرار بود با احداث آبراه ای به طول 360 کیلومتر با ظرفیتی برابر 4?75 میلیارد متر مکعب در سال با اهداف کشاورزی ، ایجاد امنیت غذایی و بهبود سطح زندگی برنامه ریزی شود.

دلایل توقف:    

  با توجه به نگرانی های محیط زیستی پروژه، گروه های مخالف در مناطق جنوبی علیه ساخت آبراهه اعتصاب کرده که منجر به بازداشت افراد شده بود. اما اوضاع زمانی وخیم شد که ساخت آبراهه ای به طول 250 کیلومتر با هدف انتقال آب تکمیل شد که کشته شدن جمعی از معترضین را در پی داشت و شدت مخالفت ها منجر به فسخ فوری پروژه شد.

پروژه انحراف رودخانه های سیبری در روسیه:    پیش بینی شده بود که با انحراف آب از رودخانه های Qb و شاخه های پایین دست Irtish با حجمی به میزان 25-27 میلیارد متر مکعب آب به آسیای مرکزی و قزاقستان منتقل شود و قرار بود مساحتی بالغ بر 4?5 میلیون هکتار تحت آبیاری و کشاورزی درآید.

دلایل توقف:    ملاحظات محیط زیستی دلیل اصلی توقف پرژه بود. به طوری که خشک شدن دریاچه، بستری از نمک به وسعت 36 هزار کیلومتر مربع بر جای گذاشت و همچنین نمک آب چهار برابر شده و در نتیجه اغلب موجوات زنده در آن از بین رفتند. املاح، سم های کشاورزی و سایر مواد سمی توسط باد به مناطق دورتر منتقل شد و به طور جدی سلامت جوامع ملی را به خطر انداخت. نمک برخاسته از دریاچه در ذوب برف کوهها تاثیر گذاشت و پتانسیل کشاورزی صدها کیلومتر مربع را از بین برد. توفان های شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفت کش ها، دودها و سموم کشاورزی بودند، موجب بیماری مردم منطقه شد.

پروژه صلح ترکیه:    با هدف انتقال آب از رودخانه های سیحان و جیحان در آسیای مرکزی و انتقال آن به کشورهای عربی بوده است.

دلایل توقف:     پروژه از لحاظ اقتصادی توجیه پذیر نبوده است.

پرژه ملی هیدرولوژیکی اسپانیا:    اجرای طرح انتقال بین حوضه ای از رودخانه Ebru به مناطق شمال و جنوب ساحلی دریای مدیترانه می باشد.

دلایل توقف:      تغییر در مورفولوژی رودخانه، کاهش بهره وری زیستی، افزایش شوری و کاهش مواد مغذی را به همراه داشت.

پروژه آبراهه Hetch Hetghy آمریکا :    با هدف تامین آب شرب شهر سان فرانسیسکوی ایالت کالیفرنیا شروع شد.

دلایل توقف:    موجب تخریب دره Hetch Hetghy و همچنین منجر به از بین رفتن حیات وحش و گونه های آبزی، بیکاری و از بین رفتن زمین های کشاورزی می شد.

طرح انتقال آب تگزاس آمریکا:    این طرح بر اساس انحراف از رودخانه می سی سی پی به ایالت تگزاس مطرح شد.

دلایل توقف   این طرح نشان دهنده برخورد ناموزون و توجه بیش از حد به ملاحظات مهندسی و اقتصادی بدون لحاظ ننمودن جوانب محیط زیستی بود. مقاومت حوضه های مبدا، افزایش هزینه و ملاحظات محیط زیستی دلایل اصلی توقف پروژه بود است.

جمع بندی

       توجیه پذیری اقتصادی و فنی طرح های انتقال آب بین حوضه ای یکی از مقوله های اساسی قابل توجه در این گونه پروژه ها می باشد به نحوی که وضعیت اقتصادی باید از دو جنبه ی اقتصادی ملی و اقتصاد منطقه ای مورد ارزیابی قرار بگیرد. لحاظ هزینه های اجتماعی و محیط زیستی وارد شده بر حوضه ی مبدا نیز بسیار اهمیت دارد و تا حد امکان باید سعی نمود که منافع و مضرات حاصل از اجرای پروژه در هر دو حوضه مبدا و مقصد و نیز در طول مسیر انتقال، منصفانه اررزیابی شده و در تحلیل میزان سود به هزینه، به کار گرفته شوند. همچنین باید توجه نمود که متحول نمودن شرایط اکولوژیکی یک منطقه، نباید خارج از توان خودپالایی آن باشد. رعایت حقابه های اجتماعی و محیط زیستی نیز یکی از دیگر مبانی اساسی در پروژه ای انتقال آب بین حوضه ای است و می تواند معیاری برای بررسی اثرات منفی این طرح ها در کاهش اثرات اجتماعی  آن موثر باشد. در اغلب موارد عدم اطلاع رسانی صحیح از دلایل و دستاوردهای اجرای پروژه های انتقال آب و شفاف نبودن هدف آنها، دلیل اصلی اعتراضات و یا حتی موافقت های مردمی به این گونه طرح ها بوده است. چرا که بیش تر مردم این مناطق، دلایل طرح های انتقال آب را سیاسی و نه به خاطر کمبودهای موجود می دانند.

منبع:   تجارب و پیامدهای انتقال آب بین حوضه ای در جهان سید حمیدرضا صادقی و همکاران 1395



 تعریف اقلیم، شرایط متوسط آب و هوا برای یک محدوده خاص و یک دوره خاص می‌باشد

    تغییر اقلیم  عبارت است از تغییرات رفتار آب و هوایی یک منطقه نسبت به رفتاری که در طول یک افق زمانی بلند مدت از اطلاعات مشاهده یا ثبت شده در آن منطقه مورد انتظار است. نظریه های زیادی در ارتباط با تغییر اقلیم ارائه شده است. در این متن علاوه بر معرفی این نظریه ها آشنای اجمالی با تغییر اقلیم خواهیم داشت. تغییر اقلیم به معنی هر نوع تغییر در الگوهای مورد انتظار برای وضعیت میانگین آب و هوایی است که در طولانی مدت در یک منطقه خاص یا برای کل اقلیم جهانی رخ می دهد. این تغییرات می تواند از 10 سال تا چند میلیون سال تغییر کند. در برخی موارد تغییر اقلیم را با فرض رابطه علت و معلولی بشری نیز بکار می برند که در کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل    UNFCCC مورد استفاده قرار گرفته است. پدیده تغییر اقلیم در نتیجه فاکتورهایی همچون فرآیندهای دینامیکی زمین و یا عوامل بیرونی همچون تغییرات در شدت تابش خورشید، گردش وضعی زمین، گازهای گلخانه ای و یا فعالیت های انسانی رخ می دهد


پدیده تغییر اقلیم

     پدیده تغییر اقلیم در واقع تغییر برگشت ناپذیر در متوسط شرایط آب و هوایی است که در یک ناحیه اتفاق می‌افتد. به بیان دیگر، تغییر اقلیم ، تغییر معنی‌دار آماری در متوسط وضع اقلیم است که برای یک دوره طولانی (دهه‌ها یا طولانی‌تر) ادامه می‌یابد. این تغییر می‌تواند در متوسط دما، بارندگی، الگوهای آب و هوایی، باد، تابش و پارامترهای مشابه آن باشد. اقلیم می‌تواند گرم‌تر و یا سردتر شود و مقادیر سالانه بارش می‌تواند افزایش و یا کاهش یابد . تغییرات الگوی اقلیم از یک مکان به مکان دیگر وابسته به عرض جغرافیایی، فاصله از دریا، پوشش گیاهی، وجود یا عدم وجود نواحی کوهستانی و دیگر فاکتورهای جغرافیایی می‌باشد. تغییر اقلیم یکی از معضلات کنونی جامعه بشری است و تهدید و بلایی برای سیاره زمین به شمار می‌رود . این پدیده دارای دامنه زمانی و مکانی وسیعی نیز می­باشد و بررسی های زیادی درباره علل این پدیده انجام گرفته است


نظریه‌های ارائه شده در مورد علل تغییر اقلیم

1- نظریه لایه ازن


       

       فراوانی ازن در اتمسفر ناشی از تعادل موجود بین واکنش‌های تولید و تخریب این گاز است. غلظت ازن اتمسفر در حد PPT ( قسمت در تریلیون قسمت) است. اما همین مقدار کم نقش بسیار مهمی در تعدیل میزان تشعشعات دریافتی به سطح زمین دارد. بیشترین میران ازن اتمسفری (حدود 90 درصد) در استراتسفر وجود دارد که حداکثر غلظت آن در این منطقه، در استوا در ارتفاع 25 کیلومتری و در نزدیک قطبین در ارتفاع 15 کیلومتری می‌باشد. ازن، جاذب قوی اشعه ماوراء بنفش است، در نتیجه، سطح زمین از تابش این اشعه مضر محافظت می‌شود. بخش باقی مانده ازن موجود در اتمسفر (کمتر از 10 درصد) در تروپسفر قرار دارد. امروزه مشخص شده است که لایه ازن استراتسفری به سرعت در حال تخریب می‌باشد. بیشترین تخریب لایه ازن در استراتسفر موجود بر فراز قطب جنوب در طی بهار نیمکره جنوبی (سپتامبر، اکتبر) صورت می‌گیرد. کاهش لایه ازن در استراتسفر قطب شمال کمتر از قطب جنوب بوده و در طی ماه‌های ژانویه تا فوریه صورت می‌گیرد. بطور کلی، سرعت تخریب ازن در دنیا تقریبا 3/2 درصد در هر 10 سال است. درزمستان و بهار در نیمکره جنوبی چرخش‌های اتمسفری به وسیله بادهای غربی (جریان‌های موضعی) محدود می‌شوند. این بادها به نحو مؤثری فضای قطب جنوب را مجزا کرده و باعث می‌شود که دمای هوا در زمستان قطب جنوب به 85- درجه سانتیگراد برسد. در این شرایط فضا برای تولید ترکیبات ویژه‌ای از کلر آماده می‌شود که به شدت مخرب لایه ازن است. اما در نیمکره شمالی، چرخش­های اتمسفری محلی بسیار کمتر بوده و بنابراین، استراتسفر قطب شمالی زیاد سرد نمی‌شود و در نتیجه، تخریب ازن در نیمکره شمالی، عرض‌های میانی و قطب شمال کمتر استعقیده کلی بر این است که ترکیباتی چون اکسید نیتریک، رادیکال‌های هیدروکسید (OH) و اتم‌های کلر و برم، همگی به صورت کاتالیزورهایی عمل می‌کنند که گاز ازن را در طی مراحل مختلف می‌شکنند . بنابراین اگر ترکیبات مولد این کاتالیزورها در جو افزایش یابد، آنگاه سرعت تخریب لایه ازن بیش از تولید آن بوده و از آنجا که تعادلی پویا بین تولید و تخریب ازن حکمفرماست، افزایش غلظت کاتالیزور تا بدان حد سرعت تخریب را افزایش می‌دهد که تعادل جدید در غلظت کمتر ازن بدست آید


2- نظریه درجه حرارت زمین

       

      منشأ کلیه انرژی‌های مصرفی در زمین، انرژی خورشید است که به صورت امواجی با طول موج بلند و کوتاه به سوی زمین گسیل می‌شود. همچنین، سرد شدن زمین نیز از طریق امواج با طول موج بلند صورت می‌گیرد. سطح تعادل بین امواج رسیده به زمین و امواج گسیل شده از آن، بیانگر درجه حرارت زمین می‌باشد. تاکنون نظریات متفاوتی برای توجیه علل تغییرات درجه حرارت زمین پیشنهاد شده ‌است که مهمترین آنها به صورت زیر می‌باشند:


 

3- نظریه چگالی انرژی خورشیدی

      

      ستاره شناسان بر این باورند که لکه‌های خورشیدی شاخص تغییرات عمده‌ای در سطح خورشید می‌باشند، به این ترتیب که تعداد لکه‌های زیاد مبین فعالیت بیشتر خورشید و باد شدیدتر خورشیدی بوده و هنگامی که تعداد لکه‌های مزبور کاهش یابد، خورشید و باد خورشیدی آرام‌تر می‌شود.بر اساس این فرضیه تعمیم یافته، در زمان فعالیت نسبتا آرام لکه‌های خورشیدی، زمین سرد می‌شود. در این فرضیه، عصر کوچک یخبندان نیز وجود دارد.درارتباط با مدار گردش زمین به دور خورشید، سه عامل، آشفتگی‌های دوره‌ای آب و هوایی ایجاد می‌کنند که هر کدام از آنها، تغییراتی را در میزان تشعشع و کیفیت انتشار انرژی خورشیدی در سطح کره زمین بوجود می‌آورند. این سه عامل عبارتند از:

1-مدار گردش زمین به دور خورشید، دایره کامل نیست و درجه بیضوی یا درجه دوری از مرکز آن، به آرامی در طی 100000 سال تغییر می‌کند.

2-میل محوری زمین یا انحنای آن نسبت به صفحه گردش سالانه‌اش به دور خورشید، در حال حاضر برابر 5/23 درجه است و در طول40000  سال تقریبا به اندازه یک درجه منحرف می‌شود.

3-زمین از مسیر گردش خود انحراف یافته و این انحراف به طور دوره‌ای در هر 20000  سال صورت می‌گیرد.

عوامل ذکر شده، اگرچه در مقیاس زمانی طولانی عمل می‌کنند، ولی توزیع انرژی خورشیدی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و دانشمندان عقیده دارندکه این عوامل، عصرهای یخبندان را بوجود می‌آورند. همچنین، با وجود اینکه چگالی انرژی خورشیدی نقش زیادی در اقلیم جهانی دارد، ولی تغییرات آن بسیار کم است و برای اینکه این تغییرات بر روی اقلیم اثر بگذارند، باید اثرات آنها در سطح وسیعی توسعه یابد. یکی از محیط‌هایی که می‌تواند اثرات تغییر چگالی تابش خورشید را در سطح وسیعی گسترده سازد، اقیانوس‌ها هستند. تغییر دمای آب اقیانوس‌ها بخصوص تغییر دمای سطح آب، می‌تواند باعث تغییراتی در فشار و رطوبت اتمسفر شود و این پدیده نیز باعث تحولاتی در جو خواهد شد


4-  نظریه گازهای گلخانه‌ای

    

      این نظریه، مهم‌ترین و پرطرفدارترین نظریه در زمینه توجیه تغییر اقلیم می‌باشد. بر اساس این نظریه، جو زمین دارای برخی از گازها موسوم به گازهای گلخانه‌ای است. این گازها نسبت به امواج با طول موج کوتاه که از سوی خورشید به سوی زمین گسیل می‌شوند، شفاف بوده ولی امواج با طول موج بلندی که از طرف زمین ارسال می‌شود را جذب می‌کنند. این امر باعث بالا رفتن دمای این گازها شده و در نهایت، مقدار قابل توجهی از انرژی آنها  به سطح زمین بازگردانده می‌شود. برگشت این انرژی گرمایی به سطح زمین، سبب افزایش دمای سطح زمین می‌شود که این پدیده، اثر گلخانه‌ای نام دارد. البته، برقراری اثر گلخانه‌ای مربوط به عصر حاضر نبوده و یکی از ویژگی‌های برجسته و تاریخی جو زمین می‌باشدمطالعات نشان می‌دهد که در حضور گازهای گلخانه‌ای، دمای زمین، 33 درجه سانتی‌­گراد گرمتر از شرایط بدون این گازها است ( دمای کره زمین در شرایط فعلی 15 درجه سانتی­گراد می‌باشد که در صورت عدم حضور گازهای گلخانه‌ای به 18- درجه سانتی­گراد تنزل می‌کند). بر این اساس در صورت افزایش میزان گازهای گلخانه‌ای در جو زمین، بخش بیشتری از انرژی خورشیدی در زمین نگهداری شده و این امر سبب افزایش دمای کره زمین خواهد شد. با استناد به شواهد و مدارک موجود، دمای زمین در طی 100 سال گذشته به میزان 6/0 – 3/0 درجه سانتی­گراد افزایش یافته ‌است که این افزایش متناسب با ازدیاد میزان گازهای گلخانه‌ای موجود در جو زمین می‌باشد. با این وجود، اقلیم شناسان، عوامل دیگری را نیز در گرمای کره زمین مؤثر می‌دانند و معتقدند که تنها اثر گازهای گلخانه‌ای، عامل گرم شدن کره زمین نمی‌باشدنوع منبع و درجه تأثیر گازهای گلخانه‌ای متفاوت است. از بین گازهای گلخانه‌ای، بخار آب، دی اکسید متان، اکسیدهای نیتروژن و انواع کلروفلوروکربن‌ها (CFC) و ازن از مهم‌ترین گازهای گلخانه‌ای هستند. ثابت شده است که غلظت این گازها به طور طبیعی، در مقیاس زمانی عصر یخبندان تغییر می‌کند، ولی از شروع انقلاب صنعتی به دلیل ازدیاد جمعیت، توسعه صنعتی و بهبود کشاورزی، میزان این گازها در جو زمین به سرعت افزایش یافته ‌است. با وجود اینکه هر یک از این گازها دارای منابع طبیعی و مصنوعی می‌باشند، ولی محققان بر این عقیده‌اند که این سرعت ازدیاد تنها از فعالیت‌های بشر ناشی شده ‌است


5 - نظریه گرد و غبار آتشفشانی

    

     بر اساس این نظریه، گرد و غبارهای آتشفشانی به دلیل داشتن اندازه‌های کوچک، امواج کوتاه خورشیدی را بازتاب می‌کنند ولی بر روی امواج با طول موج بلند بدون اثر هستند؛ در نتیجه این امواج بدون هیچ مانعی از محدوده زمین خارج می‌شوند. بنابراین، افزایش گرد و غبار سبب کاهش درجه حرارت زمین خواهد شد . علاوه بر نظریه های بیان شده، بررسی هایی نیز در رابطه با تاثیرات ناشی از این پدیده صورت گرفته است

نوشته : محمدرضا عینی